0%

۱. من احساس میکنم دنیا محل امنی است و اغلب احساس امنیت دارم.

۲. من زمانی که به کمک احتیاج دارم میتوانم به آسانی از افراد کمک بگیرم.

۳. من به راحتی میتوانم از ترسهایم گذر کرده و کاری را که لازم است انجام دهم. من آدم شجایی هستم.

۴. من پس از اهمیت دادن به دیگران یا احترام گذاشتن به آنها احساس رضایت زیادی دارم.

۵. من به دنبال راهکاری هستم که در خودم تحول ایجاد کرده و خودم را بهتر کنم.

۶. من حاضرم چیزهایی را که باعث امنیت من هستند اما برای من مناسب نیستند را رها کنند.

۷. من فکر میکنم جذابیت سکسی زیادی برای جنس مخالف دارم.

۸. هرجا که باشم سعی میکنم که قابل اعتماد بوده و موثر عمل کنم.

۹. من میتوانم به راحتی به افراد خط داده و آنها را راهنمایی کنم.

۱۰. روند رشد خودم، من را قادر میسازد که در زندگی خود و دیگران آرامش ایجاد کنم.

۱۱. من در پذیرش کامل افراد هستم و هیچ قضاوتی نسبت به آنها ندارم.

۱۲. وقتی زندگی کسل کننده میشود دوست دارم چیزها را یک تکان اساسی بدهم.

۱۳. من به راحتی با ادمهای اطرافم اطمینان کرده و حرفهای آنان را باور میکنم.

۱۴. من کودکی خوبی نداشتم و در بسیاری جاها از من غفلت شده.

۱۵. من تمایل دارم همه جا رئیس باشم و همه از من اطاعت کنند.

۱۶. من از نیازهای خود در مقابل نیازهای دیگران میگذرم.

۱۷. من زیاد از این شاخه به آن شاخه میپرم.

۱۸. با وجود اینهمه تغییرات باز هم در زندگی احساس سردرگمی و گیجی میکنم.

۱۹. من احساس میکنم از طریق ایجاد رابطه با دیگران کامل میشوم و بدون رابطه احساس خلا میکنم.

۲۰. من فکر میکنم همیشه باید کامل باشم (پرفکت، کمالگرایی) و غیر از آن احساس ضعف میکنم.

۲۱. من احساس میکنم بهتر از سایرین میفهمم و بهتر است کارها را خودم انجام دهم.

۲۲. من بسیاری اوقات با وجود داشتن نیت خیر مسبب ایجاد کار بدی برای دیگران شده ام.

۲۳. من نسبت به اغلب چیزها شک دارم و تا مطمئن نباشم آن را باور نمیکنم.

۲۴. در بسیاری از جاها میتوانم با ترفندهایی کار خود را پیش ببرم.

۲۵. من معتقدم مردم از صمیم دل همدیگر را دوست داشته و قصد آزار یکدیگر را ندارند.

۲۶. من دوست دارم در مراحل دشوار زندگی یک ناجی قوی داشته باشم.

۲۷. من برای دفاع از باورها و آرمانهایم هر طور که شده ایستادگی میکنم.

۲۸. من زمانی که چیزی را میدهم بیشتر از زمانیکه چیزی را میگیرم خوشحال میشوم.

۲۹. من احساس میکنم با تحول در خودم میتوانم به دنیای بهتری دست پیدا کنم.

۳۰. من حاضرم برای رسیدن به رشد و کمال امنیت و فضای امن خود را رها کنم.

۳۱. من همه جوره خودم را می پذیرم، عاشق خودمم.

۳۲. بسیاری از اوقات احساس میکنم در حال خلق زندگی بهتر و ارزشمندتری برای خودم هستم.

۳۳. من کیفیتهای رهبری دارم و رهبر خوبی هستم.

۳۴. با احساس میکنم با تغییر من از درون، دنیای اطراف و آدمهای اطرافم نیز تغییر میکند.

۳۵. به اعتقاد من برداشتهای متفاوتی از قضایا و حالتها وجود دارد و من حاضرم تمام آنها را بپذیرم.

۳۶. من میتوانم دیگران را شاد کرده و آنها را سرگرم کنم.

۳۷. بسیاری از اوقات احساس کردم که افراد از من سوءاستفاده کرده و بعد مرا رها کرده اند.

۳۸. زندگی انگار همیشه درد و رنج داره و انگار نمیخواد که هیچوقت سروسامون پیدا بکنه.

۳۹. من کسانی که در مقابلم ایستادگی میکنند را به هر طریقی از سر راه خود بر میدارم.

۴۰. اغلب آدمها از فداکاری و جانفشانی من تعریف و تمجید میکنند.

۴۱. من بسیاری مواقع از درون احساس بیقراری کرده که معنی آن را نمیفهمم.

۴۲. من فکر میکنم آنطوری که باید به خود اعتنا و توجه نکرده و خود را فراموش کرده ام.

۴۳. من مدام عاشق افرادی از جنس مخالف میشوم و بدون عشق نمیتوانم زندگی کنم.

۴۴. من از دیگران انتظار دارم همیشه کامل و درست باشند.

۴۵. من دوست دارم کنترل امور در دست خودم باشد و اگر کنترل از دستم خارج شود احساس ناراحتی میکنم.

۴۶. من بسیاری از اوقات احساس میکنم انگیزه های پنهان و منفی افراد برای انجام کار خیر بیش از انگیزه های مثبت آنهاست.

۴۷. من احساس میکنم بسیاری از افراد از درون پوک و توخالی هستند و از نظر من ارتباط با آنها مسخره است.

۴۸. من ترجیح میدهم برای نگه داشتن و حفظ آزادی خود از زیر بار پذیرش مسئولیت فرار کنم.

۴۹. من دوستان زیادی دارم که همیشه میتوانم در زمان احتیاج روی آنها حساب کرده و آنها حرفم را زمین نمی اندازند.

۵۰. من میتوانم درد زخمها را حس کنم و به دنبال التیام آنها بگردم.

۵۱. من برای رسیدن به اهداف مقاومت کرده و راهم را ادامه میدهم.

۵۲. برای من انجام دادن کاری برای دیگران آسان است و با آغوش باز آن را میپذیرم.

۵۳. من اغلب در جستجوی راهی برای تحول به زندگی خودم هستم.

۵۴. من حاضرم زخم ها و رنج ها را بپذیرم و درد و آگاهی آنها را فرا بگیرم.

۵۵. من عاشق زندگی با تمام پستی و بلندیهاشم. به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست / عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

۵۶. من از قوه تخیل بالایی برخوردار هستم و میتوانم به راحتی با تخیل خود چیزی را ابداع نمایم.

۵۷. من دوست دارم مسئول باشم و مسئولیت کارها را علاقه مندم.

۵۸. حضور من اغلب کاتالیزور و عامل مساعدی برای ایجاد تغییر در دیگران است.

۵۹. من برای رسیدن به حقیقت واقعی همیشه تلاش میکنم.

۶۰. من مقررات را زیاد تحویل نمیگیرم و اگر لازم باشد مقرراتی جدید وضع میکنم.

۶۱. من بسیاری اوقات از کارهایی که انجام میدهم پشیمان میشوم و خود را سرزنش میکنم.

۶۲. من بسیاری اوقات احساس میکنم که کسانی را که دوستشان دارم ترکم کرده و یا خواهند کرد.

۶۳. برای من مهمترین هدف پیروزی و برتری است.

۶۴. من احساس میکنم قدر من از طرف بسیاری از افراد که به آنها کمک کرده ام دانسته نمیشود.

۶۵. تعهد دادن برای من کاری دشوار است چراکه همیشه به دنبال چمنزارهای سبز و چیزهای بهتری میگردم.

۶۶. بسیاری از اوقات فکر میکنم من آدمی که دیگران و حتی خودم فکر میکنم نیستم.

۶۷. زمانیکه عاشق میشوم به عشق خود وابسته شده و تصدر از دست دادن آن برایم دشوار است.

۶۸. من همیشه فکر میکنم که باید آنقدر دستاورد داشته باشم تا بعد بتوانم آرامش داشته باشم.

۶۹. من دوست دارم در همه جا رئیس و فرمانده باشم و کنترل اوضاع را در دست بگیرم.

۷۰. من ناخودآگاه نسبت به بسیاری از افراد حسادت دارم و زمانیکه اتفاق بدی برای آنها می افتد از درون خوشحال میشوم.

۷۱. من معتقدم کسی که خطایی انجام میدهد باید مجازات شود.

۷۲. من میتوانم به راحتی همه چیز را رها کرده و به جایی که دوست دارم بروم.

۷۳. اعتقاد دارم کلیه نیازهای من زمانی بصورت معجزه آسا برطرف خواهند شد.

۷۴. من میتوانم با آدمها درد دل کرده و از آنها راهنمایی بخواهم.

۷۵. من برای رسیدن به اهدافم پشت کار و برنامه ریزی و نظم دارم.

۷۶. من به دیگران نحوه انجام کارها را فرا میدهم تا بار دیگر نیازی به حضور من نباشد

۷۷. من اعتقاد دارم که عدم جستجو باعث رکود و پوسیدگی انسان میشود لذا ایجاد تغییر در زندگی را با آغوش باز میپذیرم.

۷۸. زمانیکه تحولی در من ایجاد میشود بواسطه آن بسیاری از چیزها که با تحول جدیدم سازگار نیستند را رها میکنم.

۷۹. من از نیروی جنسی خود آگاه هستم و از این رابطه به خلسه راه پیدا میکنم.

۸۰. مسائل بسیاری برای من اتفاق می افتند که راه را به من نشان میدهند.

۸۱. من به پرورش دادن علاقه داشته و اغلب افراد پیرامونم را پرورش میدهم.

۸۲. من معتقدم تمام انسانها جزئی از یک شبکه هستند که روی یکدیگر اثر میگذارند.

۸۳. من در درون خود احساس آرامش فوق العاده ای میکنم.

۸۴. من از خنداندن افراد لذت برده علی الخصوص آدمهایی که خیلی جدی هستند.

۸۵. من فکر میکنم خیلی ها جلوی تغییر من را ثبت کرده اند و من چاره ای جز تسلیم شرایط ندارم.

۸۶. اعتماد به افراد کاری دشوار و سخت است و به راحتی میتوانند پشت آدم را خالی کنند.

۸۷. زمانیکه یک فرد قوی را مغلوب میکنم و حرف خود را به کرسی مینشانم اعتمادبنفس بالاتری پیدا میکنم.

۸۸. نه گفتن برای من دشوار است.

۸۹. من جاه طلبی زیادی دارم و بسیار بلند پروازم.

۹۰. زندگی من با توقعات و انتظاراتی که از خودم دارم تفاوت میکند.

۹۱. من زمانیکه کسی را دوست دارم چسبندگی زیادی به او پیدا میکنم.

۹۲. من اغلب آنقدر کار میکنم که فرصتی برای تفریح باقی نمیماند.

۹۳. من فکر میکنم که باید همه جا حضور داشته باشم تا کارها درست انجام شود.

۹۴. بسیاری از افراد اعتقاد دارند که چشم من شور است.

۹۵. من اغلب افراد را بازخواست کرده و از آنها جواب میخواهم.

۹۶. من میتوانم در شرایط مختلف در نقش های مختلفی نقش بازی کنم.

۹۷. من به راحتی آدمها را میبخشم و امیدوارم که دیگر تکرار نکنم.

۹۸. من دوست دارم نقاط ضعف خود را بپذیرم و برای رشد خود در آن زمینه ها کاری انجام دهم.

۹۹. من برای دستیابی به پیروزی به دنبال راه حل اساسی و واقعی هستم.

۱۰۰. من به همان اندازه که راغب سلامتی افراد هستم به خودم هم توجه میکنم.

۱۰۱. من اغلب در پی یافتن معنای زندگی و پیدا کردن هویت خود هستم.

۱۰۲. من میپذیرم که اگر چیزی نابود میشود برای رشد من بوده و نباید آن را انکار کنم.

۱۰۳. بسیاری از افراد معتقدند که عشق من نسبت به مردم زیاد است و همه را دوست دارم.

۱۰۴. من در حال تحقق بخشیدن به رویاهایی هستم که زندگی مرا بهتر خواهند ساخت.

۱۰۵. من توانایی واگذاری کارهای متناسب با تعداد افراد را دارا هستم.

۱۰۶. من معتقدم کارهای من در کل دنیا اثر میگذارد و بر این قانون اعتقاد دارم.

۱۰۷. من بدون قضاوت در یک مورد یا مسئله تحقیق کرده و بدون در نظر گرفتن منافع خود یا نزدیکانم میتوانم رای صادر کنم.

۱۰۸. بی نظمی و رهایی برای لذت بردن از زندگی لازم است.

۱۰۹. من نمیتوانم اسرار درونم را نگه دارم و برای بسیاری از افراد تعریف میکنم.

۱۱۰. آدمها مطابق انتظارات من عمل نمیکنند و بسیاری از اوقات سر من کلاه میگذارند.

۱۱۱. آدمهایی که با من مخالفت میکنند را دوست ندارم و برای اثبات خود هر کاری زا در مقابل آنها انجام میدهم.

۱۱۲. من فکر میکنم که بخشش ها و دوندگی هایم باعث شده که دیگران بی مسئولیت شوند.

۱۱۳. من بسیاری از چیزها را جستجو میکنم که خیلی ایده آل و حتی دور از ذهن هستند.

۱۱۴. من بسیاری از اوقات با خود درگیر شده و همه چیز را بهم میریزم.

۱۱۵. بسیاری از اوقات پس از رسیدن به معشوقم سرد میشوم و هیجان اولیه از دست میرود.

۱۱۶. من اغلب زمان مسافرت و تفزیح را تا زمان تحقق خواسته هایم به تعویق می اندازم.

۱۱۷. من هرکجا که قرار میگیرم خط مش تعیین میکنم و انتظار دارم از آنها پیروی کنند.

۱۱۸. من میتوانم از قدرت درونی ام برای حالگیری و خراب کردن یک جمع استفاده کنم.

۱۱۹. بسیاری از افراد معتقدند که من فردی خودخواه و مغرور هستم درحالیکه من اعتقاد دارم از دیگران بیشتر میفهمم، به همین دلیل آنها مرا مغرور و خودخواه میخوانند.

۱۲۰. از اینکه آدمهارو مسخره کنم و دست بندازم حال میکنم.

آزمون قهرمان درون
معصوم مثبت
معصوم مثبت
یتیم مثبت
یتیم مثبت
جنگجو مثبت
جنگجو مثبت
حامی مثبت
حامی مثبت
جستجوگر مثبت
جستجوگر مثبت
نابودگر مثبت
نابودگر مثبت
عاشق مثبت
آفرینشگر مثبت
آفرینشگر مثبت
حاکم مثبت
حاکم مثبت
جادوگر مثبت
جادوگر مثبت
فرزانه مثبت
فرزانه مثبت
دلقک مثبت
دلقک مثبت
معصوم منفی
معصوم منفی
یتیم منفی
یتیم منفی
جنگجو منفی
جنگجو منفی
حامی منفی
حامی منفی
جستجوگر منفی
جستجوگر منفی
نابودگر منفی
نابودگر منفی
عاشق منفی
عاشق منفی
آفرینشگر منفی
آفرینشگر منفی
حاکم منفی
حاکم منفی
جادوگر منفی
جادوگر منفی
فرزانه منفی
فرزانه منفی
دلقک منفی
دلقک منفی

Share your Results: